مرزهای سالم خانواده در تربیت فرزندان

چقدر بین دادن آزادی به فرزندتان و نگرانی از بیانضباطی آنان گیر کردهاید؟
خانه اولین مدرسه زندگی است.جایی که فرزندان برای نخستین بار،قانون، محبت، احترام و آزادی را تجربه میکنند.در همینراستا بار عظیمی بر دوش والدین قرار میگیرد و معمولا آنان را در این مسیر با دو چالش اساسی مواجهه میکند. والدین از طرفی میخواهند فرزندشان آزاد و خودمختار باشد اما از طرف دیگر نگران بیانضباطی یا خطاهای احتمالیاند.
آیا «آزادی به هر قیمتی»؟ یا «قانون سخت و بیرحم»؟
پاسخ در یک عنوان کوتاه، به نام «مرزهای سالم» نهفته است.مرزهایی که هم حرمت فرزندان را حفظ میکند و هم چارچوبی برای رشد و مسئولیتپذیری میسازند.
در این مقاله، با نگاهی ترکیبی به حقوق و روانشناسی، میکوشیم به معرفی مفهوم مرزهای سالم در خانواده بپردازیم و در نهایت در بخش سوم، راهکارهای عملی دستیابی به آنها را نیز ارائه دهیم.
بخش اول_مرز چیست؟
مرز یعنی چارچوبی روشن که مشخص میکند هرکس چه حقوق، وظایف و آزادیهایی دارد.
فرزند باید بداند:
-چه رفتاری مجاز است؟
-چه چیزهایی خط قرمز محسوب میشود؟
-چه چارچوبهایی برای آزادی او وجود دارد؟
مرزها محدودیت نیستند؛ بلکه چارچوبی هستند که آزادی فرزند در آن معنا پیدا میکند.آزادی مدیریت نشده و بدون چارچوب، فرزند را نه تنها شاد نمیکند،بلکه سردرگم نیز میکند.
بخش دوم_ مدیریت مرزهای آزادی کودک و نوجوان در فرآیند تربیت
برای دست یافتن به مرزهای سالم در تربیت فرزند،حیاتیترین گام آن است که بدانیم آزادی بیش از حد میتواند اضطراب ایجاد کند و محدودیت افراطی، خلاقیت را از بین ببرد. مرز سالم، تعادل میان این دو است. تعادلی که به رشد شخصیتی فرد در بزرگسالی منجر میشود. در ادامه این مطلب، تلاش میشود به تشریح این موضوع پرداخته شود.
1)آزادی در انتخابهای ساده
یکی از روشنترین و مهمترین مصداقهای مرز سالم در تربیت فرزند، دادن آزادی در انتخابهای ساده و روزمره است. آزادی در انتخابهای ساده مانند انتخاب لباس، نوع بازی، دوستان، علایق هنری و تحصیلی ، یا حتی انتخاب مسیر یادگیری، یکی از نیازهای اساسی کودک و نوجوان است و والدین باید به آن توجه ویژهای داشته باشند. این نوع آزادی به آنها کمک میکند تا بهتدریج هویت فردی خود را بشناسند و احساس ارزشمندی و استقلال را تجربه کنند.
در دوران کودکی، این انتخابها معمولاً محدودتر و تحت هدایت والدین است؛ اما با ورود به دوران نوجوانی، دامنه این آزادیها گستردهتر میشود. نوجوان نیاز دارد نظرش شنیده شود، علایقش جدی گرفته شود و در تصمیمهای مربوط به زندگی شخصیاش نقش اساسی را داشته باشد.
نادیده گرفتن این نیاز میتواند باعث لجبازی، سرکشی یا فاصله گرفتن عاطفی از خانواده شود، در حالی که آزادی کنترلشده و آگاهانه، زمینهساز رشد مسئولانه و سالم است. در همین راستا والدین موظفاند حد و مرزهای محیط خانه و زندگی را به وضوح برای فرزندانش توضیح دهند، بدین طریق فرزندان کمتر وارد رفتارهای پرخطر میشود و اعتمادبهنفسشان بالا میرود.
2)آزادی همراه با مسئولیت
در حقوق، آزادی همیشه همراه با مسئولیت تعریف میشود.اصل مهم این است: «آزادی هر فرد تا جایی است که به حقوق دیگران آسیب نرساند.»این اصل در خانه نیز صادق است.آزادی بدون مسئولیت میتواند به کودک و نوجوان آسیب بزند. اما کودک و نوجوانی که یاد میگیرد در محدودهی قانون تصمیم بگیرد، در بزرگسالی مسئولتر و موفقتر است.
به بیان سادهتر برای دست یافتن به مرزهای سالم، آنها باید یاد بگیرند که هر آزادی، یک وظیفه نیز به همراه دارد و آموزش این مسئله بر عهده والدین است. والدین باید با راهنمایی و رفتار درست، این مسئولیتها را به فرزندشان آموزش دهند تا به تدریج در وجود انان نهادینه شود.
برای مثال، در کودکان آزادی بازی کردن، به معنای پذیرفتن مسئولیت جمع کردن اسباب بازیها و رعایت نظم خانه است. همچنین وقتی نوجوان اجازه استفاده از تبلت یا تلفن همراه را دارد، باید بداند که این اعتماد والدین همراه با مسئولیت است، یعنی برنامه بازی یا استفاده از گوشی را طوری تنظیم کند که به تکالیف مدرسهاش برسد و در عین حال به سلامت چشمها و بدنش هم توجه داشته باشد.
هرچند که مسئولیت های نوجوانان تنها به مدیریت زمان ختم نمیشوند، زیرا در این دوران مسئولیتها شکل جدیتری به خود میگیرند از جمله، احترام به قوانین خانواده، پاسخگویی نسبت به تصمیمهای شخصی و رعایت حقوق دیگران.در واقع، نوجوانی دوره تمرین آزادی در دنیای واقعی است؛ دورهای که فرد باید بیاموزد چگونه در چارچوب قانون و احترام متقابل، انتخاب کند و پیامدانتخابهایش را بپذیرد.
در یک بیان سادهتر میتوان چنین نتیجه گرفت که: مرزهای سالم = آزادی + مسئولیت + احترام به احساسات
بخش سوم_تکنیکهای اجرای مرزهای سالم,از تئوری تا عملی
تعریف مرزهای سالم ضروری است,اما پرسش کلیدی والدین اغلب این است که چگونه بدون اینکه رابطهمان خدشهدار شود یا به جنگ قدرت بینجامد این مرزها را در عمل پیاده کنیم؟
1-آگاه باشید که فرزندتان نیز دارای شخصیت است و نیازمند احترام است.این احترام متقابل نقطه اتصال آزادی و قانون است.
2-لطفا دستور ندهید,قانون گذاری کنید,برای ایجاد مرزهای سالم دستو رمدهید بلکه قانون گذاری کنید,قانون یعنی به طور مثال(استفاده از تبلت تا ساعت 8 شب,منوط به اتمام تکالیف است).
به عبارتی قانونی پایدار,شفاف و عادلانه است و حس امنیت و عدالت میآفریند.اما دستوری لحظهای است مثل زمانی که والد با عصبانیت میگوید:(همین الانه بدهش به من!) این نوع بیان,تنها سردرگمی و بی اعتمادی ایجاد میکند.
3-لطفا سلطه جو نباشید,من-محور باشید.
استفاده از جملات مفید و سازندهی (من-محور) مانند,من نگران خوابت هستم لطفا تا 15 دقیقه دیگر گوشی را کنار بگذار.به جای دستورهای سلطهجویانه همچون:”تو باید…” یا سرزنش(“تو همیشه…”).
دستورهای سلطهجویانه باعث ایجاد احساس ناراحتی و تدافعی در فرزندان میشود.
گردآورنده:خانم آزادیخواه